الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
184
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) وقتى كه بزرگان قريش وارد شدند ، عبد المطلب بن هاشم حمد و ثناى پادشاه را گفت و معديكرب بن سيف نيز به آنها خوش آمد گفت . پس از آن كه معديكرب پايههاى حكومت خويش را در يمن مستحكم گردانيد ؛ تعدادى از حبشىها را به عنوان نيروهاى محافظ خويش برگزيد كه با اسلحه در اطراف وى حركت مىكردند . در يكى از روزها كه وى مىخواست از قصر غمدان به سوى دشت و شكارگاه خويش برود ؛ محافظان حبشىاش بر وى حمله كردند و او را به قتل رساندند . اين حادثه چهار سال پس از پادشاهىاش بر يمن اتفاق افتاد و او آخرين پادشاه قحطانى بود كه تعدادشان به سى و هفت نفر مىرسيد . ( 2 ) پس از آن كه معديكرب در شكارگاه خويش به وسيلهء محافظان كشته شد ، جانشين بهروز كه به همراه جمعى از فارسيان در يمن به سر مىبرد ، حكومت بر يمن را به دست گرفت و فورا نامهاى به بهروز نوشت و او را از حوادث با خبر كرد . در آن هنگام بهروز در دستگاه انوشيروان « 1 » در مدائن تيسفون در سرزمين عراق به سر مىبرد . او سريعا پادشاه را از جريان با خبر كرد و پادشاه او را به همراه چهار هزار نفر از درجهدارانش از راه خشكى به يمن فرستاد و به وى دستور داد كه احدى از حبشىها و موفرىها را كه داراى اصل و نسب سياهان باشد ، زنده نگذارد . بهروز به شهر صنعاء رسيد و هيچ سياه پوستى را نديد مگر آن كه او را كشت و پس از آن انوشيروان بهروز را به پادشاهى يمن گمارد تا اين كه در يمن در گذشت و به خاك سپرده شد . « 2 » ( 3 ) كلبى در اين مورد مىگويد : هنگامى كه انوشيروان از مرگ بهروز آگاه شد ، استوار ديگرى به نام « وين » را كه مردى جبار و مسرف بود ، به سوى يمن فرستاد . و اين در اواخر پادشاهى انوشيروان بود . پس از آن كه انوشيروان مرد و فرزندش هرمز به جاى وى بر تخت نشست ؛ وين را عزل و مروزان « 3 » را به جاى وى برگزيد و هنگامى كه فرزند هرمز ، خسرو پرويز
--> ( 1 ) . ابرهه در سال چهلم حكومت كسرى ( خسرو ) در گذشت و يكسوم ، بيست سال حكومت كرد و سپس مسروق سه سال و پس از آن معديكرب چهار سال حكومت كردند و مجموع پادشاهى كسرى ( خسرو ) چهل و هشت سال بوده است و جمع بين همهء اينها جور در نمىآيد . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 57 - 62 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 171 و گمان مىكنم كه اسم اين شخص مهروزان بوده است و مدت پادشاهى انوشيروان بر طبق آنچه كه طبرى گفته است ( ج 2 ، ص 172 ) ؛ چهل و هشت سال بوده است .